پر بازدید ترین مطالب

مرکز جهان ما کجاست و چقدر با ما فاصله دارد؟


وقتی به آسمان نگاه می کنیم، در هر جهت ده ها ستاره می بینیم و احساس می کنیم در مرکز جهان ایستاده ایم. اما یا آیا واقعا اینطور است؟ واقعا سیاره زمین ما مرکز جهان است؟ اگر اینطور نیست، پس مرکز جهان ما کجاست؟ با ساختنی همراه باشید و پاسخ این پرسش را پیدا کنید.

جهان در واقع هیچ مرکزی ندارد. از زمان مه بانگ، بیگ بنگ یا انفجار بزرگ – یعنی حدود ۱۳.۷ میلیارد سال پیش – جهان در حال منبسط شدن و گسترش یافتن است. البته انفجار بزرگ برخلاف نامش انفجاری از یک نقطه مرکزی به سمت بیرون نبوده است. دنیای ما هنگام تولد بسیار ریز و متراکم بوده و هر نقطه از آن به یک اندازه منبسط شده و این رشد و انبساط تا به امروز هم ادامه دارد. وقتی جهان هیچ نقطه منشایی نداشته باشد، مرکزی هم وجود نخواهد داشت.

برای اینکه درک بهتری از این استدلال داشته باشید، یک مورچه دوبعدی را تصور کنید که روی سطح یک بادکنک کاملا کروی زندگی می کند. از دیدگاه این مورچه تمام نقاط این بادکنک کاملا مشابه هستند و روی سطح بادکنک نه مرکزی وجود ندارد و نه لبه ای. اگر این بادکنک را باد کنید، مورچه شاهد انبساط و رشد جهان دوبعدی خودش خواهد بود. اگر روی سطح بادکنک چند نقطه بکشید، این نقاط در اثر انبساط از هم دور می شوند (درست مثل کهکشان های جهان ما).

برای این مورچه در این جهان دوبعدی، بعد سومی که عمود بر سطح بادکنک گسترش پیدا کند هیچ معنای فیزیکی نخواهد داشت؛ مثلا سفر به مرکز بادکنک. مورچه می داند که می تواند به سمت جلو و عقب یا چپ و راست حرکت کند اما درکی از بالا و پایین نخواهد داشت.

در ساختنی بخوانید :  مریخ نورد فرصت یک زمستان مریخی سرد و خشن دیگر را پشت سر گذاشت

جهان ما نسخه سه بعدی دنیای دو بعدی این مورچه است. اما مثال بادکنک با سطح محدودش فقط نمایانگر جهان محدود است که کیهان شناسان هنوز درباره آن به قطعیت نرسیده اند. مشاهدات کیهان شناسان از جهان ما محدود به میزان نوری است که از زمان انفجار بزرگ به ما رسیده است. اما بسیاری معتقدند این تنها بخش محدود جهان است و کیهان می تواند نامحدود و بیکران باشد.

در این صورت می توانیم مثال بادکنک را با یک صفحه لاستیکی صاف و در حال گسترش که تا ابد کشیده خواهد شد، جایگزین کنیم. اگر هم دنبال مثال سه بعدی می گردید، یک تکه نان کشمشی نامحدود را تصور کنید که برای همیشه منبسط می شود و بزرگ تر می شود. در این مثال، کشمش های داخل نان نمایانگر کهکشان های جهان ماست که با گسترش جهان از هم دورتر می شوند. اگر فرض نامحدود بودن جهان را بپذیریم، دیگر جستجو برای مرکز جهان بی معنی خواهد بود چون دیگر مرکزی وجود ندارد.

صاف یا منحنی بودن جهان هم به مقدار کلی جرم و انرژی موجود در کیهان بستگی دارد. اگر جرم و چگالی انرژی جهان یکسان باشد (که به آن چگالی بحرانی هم می گویند)، جهان می تواند یک صفحه صاف باشد که با نرخ ثابتی در حال گسترش است. اما اگر چگالی بیشتر باشد، کیهان درست مثل یک بادکنک منحنی خواهد شد. گرانش اضافی این چگالی افزایش یافته هم باعث رشد انبساطی آرام می شود که در نهایت رشد جهان را متوقف خواهد کرد.

اگر هم چگالی کمتر از چگالی بحرانی باشد، سرعت رشد کیهانی به مراتب بیشتر می شود. در این حالت، جهان انحنای منفی پیدا می کند و شبیه زین اسب خواهد شد. در این وضعیت هم جهان نامحدود خواهد بود اما همچنان خبری از مرکز جهان نیست و هیچ نقطه مرکزی وجود نخواهد داشت.

در ساختنی بخوانید :  اخبار علمی : سلول های سرطانی را با امواج صوتی شناسایی کنید

تا به اینجا نظریه ها و مشاهدات کیهان شناسی بیشتر به سمت صاف بودن جهان گرایش دارد. اما دانشمندان نمی توانند با قطعیت بگویند که جهان صاف است چون ممکن است انحنا آنقدر عریض باشد که جهان فقط صاف به نظر برسد.

این ایده که جهان هیچ مرکزی – هیچ لبه ای – ندارد به شدت با اصول کیهان شناسی همخوانی دارد. مشاهده نحوه توزیع خوشه های کهکشانی و تابش زمینه کیهانی نشان می دهد همه کهکشان های همه نقاط کیهان کاملا مشابه یکدیگر هستند. هیچ نقطه خاص و منحصر به فردی در جهان ما وجود ندارد و مرکز جهان هم از این اصل مستثنا نیست.

منبع

بیشتر بخوانید:

[ad_2]

لینک منبع

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

آخرین مطالب