درمان سرپايي اعتياد؛ واقعيت ها و تصورات نادرست



مفیدستان:

 						درمان سرپايي اعتياد؛ واقعيت ها و تصورات نادرست


خبرگزاري آريا – مجله چشم انداز ايران:

احمد هاشمي: کار يک بار و دو بار نيست. بارها سم زدايي کرده و چندين بار بستري شده و باز روز از نو، روزي از نو. اين تصوير براي اطرافيان افراد معتاد آشناست. روند ترک اعتياد، چه براي فرد معتاد و چه براي اطرافيانش راهي سخت و همراه با تلخي است و شوربختانه درصد کمي از بيماران بر غول اعتياد چيره مي شوند.

در اين ميان مراکز ترک اعتياد متعددي وجود دارد و هرکدام روشي را پيشنهاد مي کند. برخي نيز از استيصال خانواده هاي بيماران سوءاستفاده مي کنند و در اين گير و دار دنبال معامله اي پرسود هستند. در اين مطلب با دکتر محمود توکلي، پزشک درمانگر اعتياد، درباره روش درمان سرپايي به گفت و گو نشستيم. وي پژوهشگر اعتياد و عضو هئت موسس مرکز تحقيقات اعتياد دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي است. لازم به ذکر است اين مطالب تنها براي آشنايي خوانندگان با روش هاي ترک اعتياد است و نشريه چشم انداز ايران هيچ کدام از اين روش ها را نه تاييد مي کند و نه رد.

درمان سرپايي اعتياد؛ واقعيت ها و تعهدات نادرست

در آغاز بفرماييد چه روش هايي براي درمان اعتياد وجود دارد؟

در يک تقسيم بندي کلي مي توانيم درمان هاي اعتياد را به دو دسته تقسيم کنيم:

الف) درمان هاي پرهيز مدار، و ب) درمان هاي جايگزين با دارو.

روش هاي پرهيزمدار به وفور در کشور ما توسعه پيدا کرده اند؛ نظير انجمن معتادان گمنام که هزاران گروه در سرتاسر کشور وجود دارد و درمان اين ها به شکل گروه درماني و برنامه هاي دوازده قدم مطرح مي شود و مخاطبان خاص خود را دارد.

درمان هاي گروه دوم بيشتر پزشک محور بوده و به دو صورت بستري و درمان سرپايي انجام مي شود. در حال حاضر در ايران براي درمان بستري بيمارستاني قانوني وجود ندارد، اما فرم هاي ساده تر را به نام مراکز RD (سم زدايي سريع) به ميزان کافي سازمان بهزيستي و دانشگاه هاي علوم پزشکي راه اندازي کرده اند. درمان سرپايي نيز در کلينيک هاي ترک اعتياد (کلينيک هاي متادون) انجام مي شود. در حدود ۸ هزار مرکز درمان سرپايي در سراسر کشور وجود دارد. خدمات اين کلينيک ها شامل درمان هاي نگه دارنده و سم زدايي است.

سم زدايي به اين معناست که فردي به مدت يک هفته تا ده روز بستري مي شود و در اين مدت بدنش از مواد پاک مي شود. چون هزينه اين خدمات در بيمارستان هاي روان پزشکي خيلي زياد است- قريب روزي يک ميليون تومان- عملا کمپ هاي بازتواني رشد زيادي کرده اند. اين کمپ ها هم همان کار بيمارستان را انجام مي دهند با اين تفاوت که کادر پزشکي متخصص در آن جا وجود ندارد و هزينه ها بسيار نازل است. اساس کار اين مراکز اين است که دسترسي بيمار به مواد مخدر قطع شود.

طبق تحقيقات ستاد مبارزه با مواد مخدر، در شهر تهران براي دسترسي به مواد مخدر تنها ۵ دقيقه زمان لازم است. اين زمان براي تهيه نان پانزده دقيقه است. دسترسي آسان به مواد مخدر يکي از عوامل خطرآفرين و مشکل زاست که متاسفانه اثربخشي درمان را نيز پايين مي آورد و مرکز درمان سرپايي، خدمات خود را که شامل مشاوره و روان درمان و قطع مواد و جايگزين کردن داروي شبه مخدر است، به شکل سرپايي انجام مي دهد. بيماران به شکل روزان و هفتگي به اين مراکز مراجعه مي کنند و طي ساعاتي که در مرکز هستند ويزيت مي شوند يا در گروه رفته و در آخر داروي اگونيست خود را مصرف مي کنند و ممکن است براي دو يا سه روز در هفته نيز دوز منزل داده شود.

از انواع ديگر مراکز بازتواني اقامتي به جز کمپ ها، مراکز TC و اردوگاه هاي اجباري ترک را مي توان نام ببريم. TC نوعي اجتماع درمان مدار است. هدف از اين درمان اين است که فرد از نظر باور و شناخت و احساس و عملکرد بازتوان شود و مفاهيمي همچون دوستي، عشق، مسئوليت و اعتماد را دوباره ياد بگيرد.

برخي نظريه هاي روان شناسي مي گويد افرادي معتاد به دليل پرورش در خانواده هاي نامناسب اين مفاهيم را اصلا نياموخته اند يا به طور مناسب آموزش نگرفته اند. در اين مراکز اجتماعي شبيه به اجتماعات بيرون تشکيل مي شود و اين مفاهيم از طريق کارهاي اجرايي آموزش داده مي شود.

پس از سم زدايي چند درصد افراد به مصرف دوباره روي مي آورند؟

در اين تحقيقات آينده نگر خيلي ضعيف است، يکي امکان پيگيري اين موضوع وجود ندارد که پس از سم زدايي چند درصد افراد دوباره به مصرف مواد مخدر روي مي آورند.؛ بنابراين ناگزيريم به تحقيقات بين المللي اتکا کنيم. آمارهاي جهاني حاکي از آن است که سه ماه پس از سم زدايي حدود ۳۰ درصد از افراد به مصرف روي مي آورند و چنانچه پيگيري را به مدت شش ماه ادامه دهيم اين رقم به حدود ۴۰% تا ۶۰% مي رسد و پس از ۹ ماه حدود ۶۰ تا ۷۵% مي شود و پس از يک سال با حدود ۸۰ تا ۹۰% عود بيمار رو به رو هستيم (البته در تحقيقات مختلفي آمار متغير است.) اين آمار مربوط به کشورهاي پيشرفته است.

به نظر مي رسد ارقام در ايران بيشتر باشد، چون در آن کشورها استانداردهاي درماني فوق العاده خوب است و خدمات پيگيري پس از ترک به شکل اصولي و دقيق وجود دارد و فرد بايد دائما به مراکز درماني مراجعه کرده و آموزش ها و مهارت هاي پس از ترک را بگيرد، حال آنکه ما چنين شرايطي را در ايران نداريم.

درمان سرپايي اعتياد؛ واقعيت ها و تعهدات نادرست

چرا درمان ها در اين کلينيک هاي سرپايي طولاني مي شود؟ بسياري از مردم اعتقاد دارند اين کلينيک ها فقط يک منبع درآمدزايي است و اعتياد ديگري را جايگزين مي کنند. نظر شما چيست؟

احتمالا صحبت مردم بر مي گردد به روش درمان نگه دارنده با آگونيست ها (داروهاي شبه مخدر). در اين روش يک جايگزين براي مواد مخدر به فرد داده مي شود. اين جايگزين مي تواند دارو يا شبه مخدر باشد. اين درمان مي تواند چند ماه تا چند سال ادامه پيدا کند. هنگامي که فرد وضعيت مناسب تري پيدا کرد و کارهاي فردي و خانوادگي و اجتماعي اش بهبود پيدا کرد، مثلا ارتباطش با خانواده بهتر شد، خشم و اضطرابش فروکش کرد، خودکنترلي و ميل و وسوسه مصرف مواد مخدر در او کمتر شد و بيماري هايي همچون افسردگي و هيجان هاي متغير در او درمان شد، ممکن است بتواند دارو را قطع کند و زندگي عاري از مواد را شروع کند.

يکي از مشکلات ما درمانگران اين است که مصرف متادون و داروهاي اگونيست براي اين افراد يک برچسب منفي محسوب مي شود، اين فشارها که از طرف خانواده و اطرافيان وارد مي شود، به شدت مخل درمان است و بيمار را وادار به وجود آن که از نظر جسماني يا رواني آمادگي قطع داروها را ندارد، تحت فشار اطرافيان دارو را قطع کند و مجددا به اعتيادروي آورد.

اگر ما به تعريف بيماري اعتياد طبق متون علمي توجه کنيم، ماهيت بيماري اعتياد شبيه فشارخون و آسم و ديابت و بيماري هاي مزمن است. آيا کسي که ديابت دارد و مصرف کننده دارو است، مي تواند پس از يک ماه يا يک مدت کوتاهي دارو را قطع کند؟ به محض اين که يک بيمار ديابتي دارويش را کنار بگذارد، عوارض بيماري آشکار مي شود و قند خون بيمار افزايش پيدا مي کند. ماهيت اين بيماري اين است که فرد معتاد به احتمال زياد آن را حفظ خواهدکرد و فقط از صورتي به صورت ديگر تبديل مي شود. تا زماني که فرد تحت درمان باشد، بيماري کنترل مي شود و به محض رهاکردن درمان سقوط مي کند.

اعتياد يک بيماري سخت، مزمن، عودکننده و بسيار پرهزينه است و اما مطالعات آينده نگر در حوزه بين المللي نيز اثربخشي بهتر درمان هاي طولاني و نگهدارنده را بر روش قطع سريع نشان داده است. به نظر بنده سيستم درمان در کشور ما خوب کار مي کند، اما سيستم بازتواني اجتماعي ما به شدت دچار نقص است. چون بيمار پس از بهبود نسبي بايد وارد اجتماع شود، چيزي که در اصطلاح Social Integration مي گويند؛ يعني خانواده، دوستان و اجتماع او را به عنوان يک انسان عادي بپذيرد.

با او همراهي کند، چون انسان براي بقا و زندگي به روابط عاطفي و خانوادگي و شغلي و کسب و درآمد نياز دارد. يعني يک زندگي طبيعي. چقدر شرايط اجتماعي ما در حال حاضر چنين شرايطي دارد؟ هم اکنون در کشور ميليون ها جوان بي کار و بي آتيه داريم! پس چگونه انتظار داريم اين افراد که جزء آسيب پذيرترين گروه ها هستند، بازتوان شوند؟

وزارت رفاه بايد چاره اي بينديشد والا به اين افراد در حال درمان افزوده مي شود. در آينده شاهد يک بحران اجتماعي فراگير خواهيم بود.

برحي از اين موسسات درمان سرپايي دچار آسيب هايي هستند از جمله فروش غيرقانوني متادون. اين موضوع چقدر شايع است؟

درصدي از نشت متادون در همه جاي دنيا وجود دارد. متاسفانه اين رقم در ايران بسيار زياد است و يکي از مشکلاتي که به وجهه درمانگران ما خيلي آسيب زده همين است. از طرفي تعداد مراکز درمان افزايش بي حدود و حصري داشته و همين افزايش به مشکلات دامن زده است. با اين حال نبايد کليت اين موضوع نايدده گرفته شود که اثربخش ترين نوع درمان همين است اما اين که چرا در کشور ما با اين معضلات دست به گريبان است، بايد دليلش را از مسئولان اجرايي جويا شد. اما تا جايي که اطلاع دارم و ظاهرا گزارش هايي هم هست، از سرچشمه توليد دارو، توزيع و حتي درمان نشت داريم.

خب بايد سيستم هاي نظارتي قوي گذاشته شود، اما من همچنان از کليت درمان دفاع مي کنم و آن را ساده ترين و ارزان ترين و در دسترس ترين، کارآمدترين مي دانم.

خانواده اي که به دنبال مرکزي براي بهبودي فرد معتاد است، چگونه مي تواند مراکز درماني مناسب را پيدا کند؟

متاسفانه در حال حاضر سامانه اي که اين مراکز را معرفي کند وجود ندارد. البته خط ملي مشاوره اعتياد هست که تا حدودي مراکزي را که استانداردهاي بهتري دارند معرفي مي کند. يکي از برنامه هاي وزارت بهداشت رتبه بندي اين مراکز بود که متوقف شد. چون تعداد اين مراکز زياد است و ارگان نظارتي هم نيروي انساني آموزش ديده و باکيفيت براي بازرسي آنها ندارند يک راه حل اين است که اين نظرات ها به نهادهايي همچون نظام پزشکي يا نهادهاي صنفي درمانگران تفويض شود يا همان طرح رتبه بندي مراکز در دستور کار جدي قرار گيرد و بخشي از نظارت ها را به خود مراکز درجه يک واگذار کرد.

گفته مي شود اعتياد به متادون يکي از سخت ترين اعتيادهاست و به همين دليل برخي اين روش درماني را رد مي کنند.

اين تصور اشتباه است و باعث شده در خانواده ها واهمه اي کاذب ايجاد شود. متادن به عنوان دارو ويزگي هاي جالبي دارد. طول اثر ترياک در بدن حدود ۲ ساعت است، بنابراين فرد ناچار است براي اينکه وضعيت خلقي و هيجاني نزديک به طبيعي پيدا کند دائما در طول روز گرفتار سومصرف آن شود. گاهي فرد تا روزي ۷-۸ ساعت براي مصرف وقت صرف مي کند. هر چقدر هم سن فرد بيشتر شود تاثير مواد در بدن بنابر خاصيت تحمل کمتر مي شود. زمان تاثير و نشئگي براي هريون حتي از ترياک نيز کمتر است.

درمان سرپايي اعتياد؛ واقعيت ها و تعهدات نادرست

يعني در حدود ۲۰ دقيقه. متادون ماده اي است که مي تواند ۹۵% عوارض مصرف نکردن مواد مخدر را در بدن خنثي کند و مي تواند فرد را از نظر خلقي و هيجاني تا ۲۴ ساعت در وضعيت نزديک به طبيعي نگه دارد و کافي است که در شبانه روز يک بار مصرف شود. پس بيمار نياز به صرف وقت ندارد. مي تواند ساعت هايي را که صرف سومصرف کرده بود به کار مولد يا در کنار خانواده بگذراند.

هنگام قطع مصرف علائم محروميت و خماري از بدو قطع شروع و به اوج و شدت علائم محروميت در روزهاي ۱۸ تا ۲۴ خواهد بود. به همان دلايل که گفتيم يک ماده طولاني اثر است. در حالي که اوج علائم براي ترياک در روزهاي چهارم و پنجم است؛ بنابراين علائم فيزيکي ترک در فرد معتاد به ترياک پس از حدود ده روز از بين مي رود ولي اين علايم در فردي که متادون مصرف مي کرده، پس از ۲۳- ۲۴ روز هنوز وجود دارد و اين موضوع باعث شکل گرفتن اين باور اشتباه شده که متادون خيلي بدتر از ترياک است.

اين نقطه قوت يک ماده است که مي تواند تا ۲۴ ساعت از بروز علايم جلوگيري کند. الان تحقيقات دارويي به سمتي رفته که موادي کشف کنند تا پس از يک بار مصرف، فرد مدت طولاني تري بي نياز از مصرف باشد. البته مواردي از سودرمان هم وجود دارد که اغلب در اثر مراجعه نکردن به مراکز رسمي و مجاز به وجود مي آيد و محصول خوددرماني يا تهيه دارو از عطاري يا بازار سياه است.

متاسفانه اين مسائل به وضعيت درمان اصولي و صحيح لطمه زده است. فرد با مشکل اعتياد سبکي که به ترامادول داشته به يک مرکز درماني مراجعه کرده به او اشتباها متادون تجويز کرده اند. اين درمان هاي ناقص هم باعث شده اين باور شکل بگيرد که ماده خطرناکي است.

آيا دوز اين ماده در طول زمان کم مي شود يا مصرف بايد ادامه داشته باشد؟

اين موضوع به شرايط بيمار بستگي دارد. کسي که توانايي پايين آوردن دوز مصرف را داشته باشد، اين کار انجام مي شود؛ اما به طول کلي با آن تعريف اعتياد که گفته شد مزمن و عودکننده و پيچيده است و همچنين ضعف خدمات و بازتواني اجتماعي در کشور ما و همچنين دسترسي بسيار فراوان و راحت به انواع مواد، قطع هاي سريع خيلي توصيه نمي شود. کمااينکه مي بينيم افراد به کمپ ها براي قطع مراجعه مي کنند اما طولي نمي کشد که بيماري دوباره عود مي کند.

هزينه هاي اين درمان چقدر است و آيا بيمه ها اين هزينه ها را پوشش مي دهند؟

هزينه هاي مشاوره، ويزيت پزشک و دارو در مجموع ماهانه از ۸۰ هزار تا ۲۰۰ هزار تومان مي شود. اين خدمات شامل بيمه نمي شود، البته ظاهرا بيمه در درمانگاه هاي دولتي شروع به خدمات دهي کرده است. يکي از اولويت دارترين برنامه ها در دولت بعدي بيمه اين اقشار است. متاسفانه طرح تحول سلامت که طرح خوبي هم بود به فرودست ترين اقشار و نيازمندترين طبقه که همين معتادان هستند هيچگونه توجهي نداشت. در حاليکه بايد در نظام ما که داعيه دار اخلاق و عدالت اسلامي هستيم به اين قشر توجه خاص شود.

جامعه چه کارهايي مي تواند بکند که فرد معتاد از چرخه بهبودي خارج نشود؟

۱٫ پرهيز از انگ زدن؛

۲٫ پذيرش فعالانه و معصر بيماران درمان شده و همدلي و همراهي و همکاري با آنها؛

۳٫ پذيرفتن و کنارآمدن در مقابل حذف و به حاشيه راندن (ساماندهي و جمع آوري و ايزوله کردن).



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان

برچسب ها

اندکی تفکر …

تصور کن؛
اگر قرار بود
هرکس به اندازه دانش خود
حرف بزند
چه سکوتی بر دنیا حکمفرما می شد ....