پر بازدید ترین مطالب

تجسم واقعي مشکلات روانپزشکي


تجسم واقعي مشکلات روانپزشکي

خبرگزاري آريا –
به کارگيري روش‌هاي نوين و تکنولوژي‌هاي جديد، در پيشرفت دانش بشري جهت رفع مسائل و مشکلات تأثير بسزايي داشته و دارد.
امروزه تحقيقات و مطالعات دامنه‌دار متخصصان و دانشمندان علوم روان‌شناختي و روان‌پزشکي همچون ديگر متخصصان قرن جاري در جهت استفاده از تکنولوژي‌هاي نوين در ارزيابي توانمندي‌ها و اختلالات کارکردي مغز متمرکز شده است.
بر همين اساس از دهه 1990 ميلادي و با برجسته‌تر شدن علل بيولوژيک اختلالات، پژوهش‌هاي باليني متعددي به منظور استفاده از اين فناوري‌ها در تشخيص بهينه و به کارگيري ابزارهاي نوين درماني در کنار دارودرماني مورد توجه قرار گرفت و در حال حاضر گرايش جهاني به استفاده از اين تکنولوژي‌ها در حال افزايش است.
از ويژگي‌هاي قابل توجه اين تکنولوژي‌ها براي متخصصان و مردم، توانايي عينيت بخشيدن به تشخيص‌ها و نتايج درمان‌هاي روان‌شناسي و روان‌پزشکي اعم از دارو درماني و روان‌درماني است که مي‌تواند تا حد بسيار زيادي بر موانع ذهني عامه مردم درباره دريافت خدمات روان‌شناسي و روان‌پزشکي غلبه کند.
اما اين‌که اين روش‌هاي درماني کدامند و چه کاربردهايي دارند، سوالاتي بودند که با دکتر رضا رستمي، روان‌پزشک و عضو هيات علمي دانشگاه تهران مطرح کرديم.
در حال حاضر در کشورهاي دنيا و به طبع آنها در کشور ما از تکنولوژي‌هاي نوين درماني و تشخيصي در حوزه روان‌درماني استفاده مي‌شود، اما اين روش‌ها چه کاربردهايي دارند و اصلي‌ترين و موثرترين آنها کدامند؟
يکي از روش‌هاي نوين بررسي کارکرد مغز که ضمن مقرون به صرفه بودن، عوارضي هم ندارد، روش الکتروانسفالوگرافي‌کمي (QEEG) است. البته استفاده از اين روش بتازگي در کشور ما آغاز شده است.
اما براي اولين بار يک روان‌پزشک آلماني به نام «دکتر هانس برگر» در سال 1924 ميلادي، موفق به کشف روشي براي ارزيابي فعاليت الکتريکي مغز شد که EEG يا الکتروانسفالوگرافي نام گرفت.
بعد از آن و براي اولين بار در سال 1932، با استفاده از يک تکنيک رياضي به نام تبديل فوريه، محققان توانستند به تحليل کمي امواج مغزي بپردازند؛ روشي که بعدها QEEG يا الکتروانسفالوگرافي کمي نام گرفت.
در اين روش فعاليت امواج مختلف مغزي برحسب عدد و رقم و در فرکانس‌هاي مختلف بيان مي‌شود. از آنجا که عملکرد مغزي هر فرد به فعاليت امواج مغزي او بستگي دارد، QEEG با ارزيابي اين فعاليت‌ها به بررسي عملکرد مغز و نقاط ضعف و قوت آن مي‌پردازد.
تکنيک درماني بيوفيدبک با به‌کارگيري مفاهيمي از علوم مختلف در دهه 1950 مورد استفاده قرار گرفت و بتدريج رواج يافت، تا اين که در سال 1969 به اين نام شناخته شد.
در بيوفيدبک کاربردي، هدف اصلي، بالا بردن آگاهي شخص نسبت به آنچه در بدن و حتي مغزش به وقوع مي‌پيوندد و افزايش قدرت کنترل بر آن است. با ارائه اين تکنيک، افراد فيدبک‌هاي واضح و مستقيمي را از سيستم فيزيولوژي‌شان دريافت مي‌کنند که به آنها در کنترل عملکرد اين سيستم کمک مي‌کند.
بيوفيدبک بر اين نکته تأکيد دارد که انسان قادر است به طور ارادي بر عملکرد سيستم خودکار تأثير بگذارد.
آنچه بيوفيدبک را از روش‌هاي آرام‌سازي و تمرکزي متمايز مي‌سازد و از اجزاي اصلي آن به حساب مي‌آيد، استفاده از ابزار و ماشين‌هاي مختلفي است که به دريافت فيدبک و داشتن درک بهتر و نهايتا اعمال کنترل بيشتر بر فرآيندهايي نظير انقباض عضلات، دماي پوست، ضربان قلب، فشار خون و… کمک مي‌کنند
نوروفيدبک هم نوعي بيوفيدبک است که از فعاليت امواج مغزي بازخورد ارائه مي‌کند. نوروفيدبک مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته است، چرا که مغز مرکز اصلي توزيع هيجانات، علائم جسمي، افکار و رفتارهاست.
وقتي کارکرد مغزي يک فرد با QEEG ارزيابي مي‌شود، روان‌شناسان به دنبال ارتباط‌هايي بين علائم رواني فرد و نقاط ضعف و قوت مشخص شده در QEEG هستند. نوروفيدبک فرد را در يادگيري فرآيندي که به ارتقا و افزايش توانمندي‌هاي مغزي منجر مي‌شود، ياري مي‌دهد.
روانشناسي
آيا اين روش‌ها جايگزين روش‌هاي درماني ديگري شده‌اند؟
اين روش‌ها هر کدام داراي فوايد مخصوص به خود هستند و قرار نيست روشي جايگزين روش ديگري شود.
البته در شرايط خاصي ممکن است يک روش موفق‌تر از ديگر روش‌ها عمل کند، مثلا در مورد ADHD و اختلالات يادگيري نوروفيدبک از ديگر روش‌ها موفق‌تر است. در ميان روش‌هاي تشخيصي هم مهم‌ترين حسن QEEG عيني کردن تشخيص‌هاي روان‌پزشکي است.
به طور کلي اين روش‌ها در درمان چه بيماري‌هايي به کار مي‌رود و در نقطه مقابل براي چه مشکلاتي منع استفاده وجود دارد؟
در جهان از اين روش‌ها براي تشخيص دقيق و درمان اختلال بيش‌فعالي / کمبود توجه (AD/HD) ، افسردگي، اضطراب، تومورهاي مغزي، صرع، اختلالات يادگيري، اوتيسم، سوءمصرف الکل يا مواد، سکته، آسيب‌هاي مغزي، بيماري‌هاي مغزي مثل مننژيت و آنسفاليت، اسکيزوفرني، دمانس و آلزايمر استفاده مي‌شود.
در ايران از اين روش‌ها بيشتر در درمان ADHD ، اختلالات يادگيري، اختلالات دوران کودکي و افزايش کارايي افراد سالم و هنرمندان و ورزشکاران استفاده مي‌شود.
البته با توجه به تکنولوژيک بودن درمان و نقش فعال خود فرد در درمان، افرادي که داراي عقب‌ماندگي ذهني هستند، با درمان همکاري نمي‌کنند يا هنگام مواجهه با فناوري دچار اضطراب و استرس شديد مي‌شوند که شرايطشان براي اين روش، مناسب نيست.
علاوه بر اين، از آنجا که در موفقيت اين روش‌ها بويژه در مورد کودکان، همکاري خانواده نيز لازم است، چنانچه محيط خانواده متشنج باشد، درمان اثربخشي لازم را نخواهد داشت.
در اين شيوه‌ها به مراجعان چه مراحل درماني پيشنهاد مي‌شود؟
در QEEG پس از قرار دادن کلاه الکترودها روي سر بيمار، وي به آرامي مي‌نشيند و امواج مغزي در حالات گوناگون از سطح سر به وسيله دستگاه ثبت مي‌شود.
از آنجا که عملکرد مغزي هر فرد بستگي به فعاليت امواج مغزي او دارد، روش‌هاي نوين با ارزيابي اين فعاليت‌ها به بررسي عملکرد و نقاط ضعف و قوت مغز مي‌پردازنددر نوروفيدبک، حسگرهايي که الکترود ناميده مي‌شوند، روي پوست سر بيمار قرار مي‌گيرند.
اين حسگرها فعاليت الکتريکي مغز فرد را ثبت مي‌کنند و در قالب امواج مغزي (در اغلب موارد، به شکل شبيه‌سازي شده در قالب يک بازي رايانه‌اي يا فيلم ويدئويي) به او نشان مي‌دهند.
در اين حالت، پخش فيلم يا هدايت بازي رايانه‌اي بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزي شخص انجام مي‌شود. به اين شکل، فرد با ديدن پيشرفت يا توقف بازي و گرفتن پاداش يا از دست دادن امتياز يا تغييراتي که در صدا يا پخش فيلم به وجود مي‌آيد، به شرايط مطلوب يا نامطلوب امواج مغزي خود پي مي‌برد و سعي مي‌کند با هدايت بازي يا فيلم، وضعيت توليد امواج مغزي خود را اصلاح کند.
به کلاه‌هاي الکترودي به عنوان يکي از ابزار درماني در اين روش‌ها اشاره کرديد. اين کلاه‌ها که مجموعه‌اي از سيم‌هاي رنگارنگ هستند، دقيقا چه مي‌کنند و به طور کلي در اين روش‌ها از چه فناوري و تجهيزاتي استفاده مي‌شود؟
در QEEG از کلاه مخصوصي استفاده مي‌شود که حداقل 19 کانال دارد و ثبت و تفسير نتايج آن، با رايانه و نرم‌افزار تحليلي مخصوص صورت مي‌گيرد. نوروفيدبک به دستگاه نوروفيدبکي نياز دارد که طبق استانداردهاي 9000 ISO و جديدتر ساخته شده باشد؛ همچنين رايانه و نرم‌افزارهاي نوروفيدبک، چسب و ژل مخصوص. فضايي که مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بايد استانداردهاي لازم را داشته و از فضا و نور و دماي مناسب برخوردار باشد.
آيا اين روش‌ها مورد تاييد مراکز علمي و پژوهشي معتبر دنيا قرار گرفته؟ و آيا در ايران تاييديه‌هاي لازم را دريافت کرده است؟
نوروفيدبک و QEEG داراي تاييديه‌هاي بين‌المللي FDA و CE هستند و توسط انجمن روان‌شناسي و روان‌پزشکي امريکا مورد تاييد قرار گرفته‌اند. در ايران هم مراکزي مي‌توانند از اين روش‌ها استفاده کنند که مورد تاييد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، سازمان نظام روان‌شناسي و مشاوره و سازمان نظام پزشکي باشند.
اما اين روش‌ها از چه زماني در ايران مورد استفاده قرار گرفته‌اند؟ آيا آماري از تعداد افراد تحت مداوا با اين روش‌ها و ميزان اثرگذاري آنها بر گروه‌هاي مختلف جامعه وجود دارد؟
از سال 1384 مرکز جامع اعصاب و روان آتيه اقدام به راه‌اندازي بخش تکنولوژيک کرده است. از هنگام شروع تاکنون بيش از 3000 نفر مورد ارزيابي قرار گرفته و بيش از 1000 نفر درمان شده‌اند. متوسط اثربخشي درمان 70 درصد بوده است.
با توجه به جديد بودن اين روش‌ها آيا پژوهشگران ايراني توانسته‌اند در اين حوزه وارد شوند و راهکارهاي جديدي ارائه کنند و در اين صورت آيا نتايج اين تحقيقات در نشريات بين‌المللي به چاپ رسيده است؟
از سال 1384 بررسي و مطالعه دقيق فناوري‌هاي روز دنيا و تماس مداوم و مشورت با بيش از 10 متخصص داخلي و50 متخصص بين‌المللي در اين زمينه‌ها انجام شده است.
از متخصصان صاحب‌نظر جهت حضور در ايران و اجراي دوره‌هاي آموزشي براي متخصصان مرکز دعوت شده است و مطالعات پايلوت و پژوهشي در مرکز جهت ارزيابي اثربخشي و دقت تجهيزات خريداري شده براي جمعيت ايران و مقايسه با گزارش‌هاي منتشر شده در مقالات بين‌المللي انجام شده است.
در حال حاضر در اين مرکز تحقيقات متنوعي در حوزه فناوري‌هاي نوين درماني انجام مي‌شود که نتايج آنها در مقالات داخلي و بين‌المللي به چاپ رسيده‌اند. درحال‌حاضر با همکاري دانشجويان مهندسي دانشگاه اميرکبير در حال ايجاد و توسعه روشي جديد هستيم که با توجه به جديد بودن و بين رشته‌اي بودن آن، اميدواريم تا چند سال آينده براي استفاده آماده شود.
روانشناسي
آينده درمان به کمک اين روش‌ها را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
در سال‌هاي اخير، فناوري از آنجا که نوروفيدبک در بهبود علائم طيف گسترده‌اي از اختلالات مثل اختلالات هيجاني، بيماري‌هاي مزمن و دردهاي مزمن جسماني و کمک به افراد داراي مشکلات روان‌شناختي و تحت استرس و همچنين براي ارتقاي عملکرد افراد عادي، هنرمندان و ورزشکاران مفيد است و در ضمن نسبت به درمان‌هاي سنتي در زمان کوتاه‌تر اثربخشي بيشتري دارد، پيش‌بيني مي‌شود در آينده شاهد گسترش روزافزون استفاده از آن باشيم.
آيا اين روش‌ها مي‌توانند به عنوان جايگزين واقعي روش‌هاي درماني مرسوم در اختلالات رواني قرار گيرند؟
دنيا در حال حاضر به سمت تکنولوژيک شدن هر چه بيشتر در حرکت است و حوزه درمان هم از اين اصل مستثنا نخواهد بود.
درمان‌هاي سنتي مسلما به سمتي حرکت خواهند که در خود از روش‌هاي جديد تکنولوژيک هم استفاده کنند. مثلا دارودرماني در آينده از اين روش‌ها براي تعيين نوع و دوز دارو استفاده خواهد کرد و روان درماني‌هاي سنتي هم به همين ترتيب، استفاده از فناوري را در متدولوژي خود ادغام خواهند کرد.



لینک منبع

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

آخرین مطالب