پر بازدید ترین مطالب

باورها چگونه شکل مي گيرند؟


باورها چگونه شکل مي گيرند؟

خبرگزاري آريا –
دقيق‌تر کردن باورها
باورها از دو منبع شکل مي‌گيرد: تفکرات و تجربيات خودمان يا قبول کورکورانه حرف‌هاي ديگران.
باورها از دو منبع شکل مي‌گيرد: تفکرات و تجربيات خودمان يا قبول کورکورانه حرف‌هاي ديگران. اين دو روش کاملاً متفاوت هستند و معمولاً برمبناي اولويت‌ها و گرايشات نسبت به دنيا و آدم‌هاي اطرافمان شکل مي‌گيرند.
باورهاي خودساخته
اينها اعتقاداتي هستند که خودمان آنها را مي‌سازيم. کسانيکه معمولاً ترجيح مي‌دهند اعتقاداتشان را خودشان بسازند افرادي با اعتمادبه‌نفس، روشن و کنجکاو هستند. آنها به جاي راحتي و پذيرش اجتماع به دنبال حقيقت هستند. آنها بحث و مذاکره را به پذيرش سريع و کورکورانه ترجيح مي‌دهند. آنها مي‌خواهند با عدم‌قطعيت و ترديد زندگي کنند تا اعتقادشان شکل بگيرند.
تجربه
«تجربه درس سختي است ولي فقط يک نادان مي‌تواند آن را نخواند.» تجربه تنها راه و روشي است که در يافتن حقيقت کمکمان مي‌کند.
از کودکي همه چيز را براي خودمان امتحان مي‌کرديم و همچنان در زندگي گاه و بيگاه از اين روش استفاده مي‌کنيم. اينکه تا چه ميزان از راه تجربه کردن بخواهيم به حقيقت برسيم به عوامل مختلفي مثل راهنمايي والدين و سطح و سبک تحصيلاتمان بستگي دارد.
تجربه براي پيشرفت مداوم اعتقادات و الگوهايي که استفاده مي‌کنيم، مفيد است. بعنوان مثال، فردي ممکن است در خانه کاملاً صادق باشد اما متوجه شود که به زبان آوردن افکار شايد در محيط کار چندان موثر نباشد.
آزمايش
تجربه از اتفاق‌هايي به دست مي‌آيد که برايمان مي‌افتند. اما ممکن است تعمداً جستجو شود، مخصوصاً وقتي آزمايشات مختلف را انجام مي‌دهيم.
از نقطه‌نظر علمي، حقيقت از آزمايشات دقيقي به دست مي‌آيد که ثابت مي‌کند چه چيز درست است و چه چيز نيست. بااينجال حقايق «اثبات‌شده» باز به طور مداوم به چالش کشيده شده و دوباره و دوباره بررسي مي‌شوند. همچنين ممکن است آزمايشات غيررسمي هم در زندگي روزانه براي امتحان کردن و اثبات عقايد و باورهايمان انجام دهيم.
يک فايده مهم آزمايشات دقيق و فکرشده در قوي و دقيق‌تر کردن باورهايمان است که نشان مي‌دهد اين باورها کجا مورداستفاده دارند و کجا ندارند. قوانيني که با تحقيقات دقيق و مستدل مي‌سازيم به احتمال بيشتري حقيقت داشته و قابل‌باورند.
تعمق
يک نوع ديگر از آزمايشات بيروني، تفکر دروني و فکر کردن است. اين بسيار ساده‌تر بوده و معمولاً سريعتر قابل انجام است. اين کار را مي‌توانيد در همه جا انجام دهيد، گرچه بهتر است زماني انجام شود که چيزهاي خارجي براي پرت کردن حواس وجود نداشته باشد.
تفکر و تعمق شامل انديشه کردن عمومي درمورد چيزها و ايجاد الگوهاي دروني ذهني است که به توضيح دنياي بيرون کمک مي‌کند.
تعمق از اين جهت که دروني است نه بيروني، متضاد تجربه است. همچنين مي‌تواند مکمل باشد زيرا معمولاً يا بعد از يک تجربه تفکر مي‌کنيد و يا بعد از تعمق دروني به دنبال تجربه بيروني مي‌رويد.
تعميم‌دهي
يک بخش مهم از باورهاي خودساخته زماني است که نتايج تجربيات و آزمايشات را به دست آورده و بعد (معمولاً از طريق تعمق) آن را تعميم مي‌دهيم تا تصور کنيم چيزي که براي يک موقعيت کشف کرده‌ايم، در موقعيت‌هاي ديگر هم صدق مي‌کند. بعنوان مثال، اگر کودکي متوجه مي‌شود که نق زدن براي والدينش روشي موفق است، آنوقت تعميم مي‌دهد که اين مي تواند يک راه مفيد و لازم براي رسيدن به چيزهايي است که از ديگران هم مي‌خواهد.
مشکل تعميم‌دهي از تجربيات اين است که يک چيز که در يک موقعيت درست است، معمولاً در موقعيت‌هاي ديگر نيست. آزمايشات رسمي مي‌تواند به بالا بردن کيفيت تعميم‌دهي کمک کند اما همچنان با زماني که داريم محدود مي‌شويم.
باوري که به صورت بيروني ساخته مي‌شود
تجربه و آزمايش درست يعني چيزها را به صورت عملي برررسي کنيم، آنها را مشاهده کرده و قبل از شکل‌دهي يک باور، شواهد و مدارک کافي جمع‌آوري کنيم. متاسفانه زمان ما فقط امکان امتحان کردن تعداد محدودي از چيزها را ميسر مي‌کند.
جايگزين پيدا کردن و کشف مسائل براي خودمان اين است که به چيزهايي که ديگران کشف کرده‌اند اعتماد کنيم. کسانيکه به طور کلي ترجيح مي‌دهند اعتقادات ديگران را بپذيرند، معمولاً حس نياز بيشتري به کنترل دارند. آنها به دنبال به نتيجه رسيدن سريع هستند و از عدم‌قطعيت و ترديد اکتشاف دوري مي‌کنند. آنها همچنين ميل بيشتري به اعتماد کردن به ديگران و جستجوي صداقت و امانت دارند.
متخصصين
متخصصين کساني هستند که ثابت کرده‌اند در بعضي حيطه‌ها علم دارند. آنها مهارت‌ها و توانايي‌هاي نشان‌دادني دارند و معمولاً حرفه‌اي‌هايي هستند که براي تخصصشان به آنها حقوق مي‌دهند. وقتي چيزي به شما مي‌گويند، دليل خوبي براي پذيرفتن آن داريد.
متخصصين را هم مي‌توانيد از نزديک ببينيد و هم از طريق کتاب‌ها و ساير رسانه‌ها به اطلاعاتشان دسترسي پيدا کنيد. اما وقتي به علم و مهارت آنها دسترسي پيدا مي‌کنيد، به آنها اعتماد مي‌کنيد زيرا مي‌دانيد که متخصص هستند.
کسانيکه به دنبال متخصصين هستند افرادي نسبتاً واقع‌بين هستند. آنها اعتماد مي‌کنند اما نه کورکورانه. آنها به دنبال کسي هستند که بتواند در يک زمينه خاص کمکشان کند.
قدرت
تفاوت بين يک متخصص و يک منبع قدرت اين است که منبع قدرت را بخاطر موقعيت و توانايي کاريزماتيکي که دارند باور داريد و نه بخاطر يک دليل منطقي که مي‌دانند درمورد چه صحبت مي‌کنند.
مديران، کشيشان و والدين همه باورهايي را ارائه مي‌دهند که برمبناي موقعيت و مقامشان است نه تخصصشان. درواقع، خودمان هم خيلي‌وقت‌ها در بحث‌ کردن‌هايمان از اين قدرت استفاده مي‌کنيم.
کسانيکه به قدرت‌ها اعتقاد دارند، دنباله‌رو هستند. آنها به تقدس آن مقام باور دارند و خيلي راحت قابل‌نفوذ هستند و فريب مي‌خورند. آنها نياز شديدي به متعلق شدن و پذيرش اجتماعي دارند. اين منابع قدرت معمولاً کساني که مي‌توانند کورکورانه باورشان کنند را پيدا مي‌کنند.
قانون
«قانون» دسته‌اي از حقايق بدون چالش است که در متون علمي ديده مي‌شود. اينها دسته حقايقي هستند که بيشتر کساني که در آن حيطه کار مي‌کنند به آن باور داشته و بدون هيچ سوالي آن را مي‌پذيرند. همه کشفيات و بحث‌ها از اين مباني شروع مي‌شود.
براي به چالش کشيدن يک حکم يا قانون عمومي بايد خودتان را در خط آتش قرار دهيد، مخصوصاً از آنهايي که زندگي خود را به قبول کورکورانه اين حکم پايه‌گذاري کرده‌اند. از همين جاست که پيشرفت‌هاي علمي صورت مي‌گيرند. همچنين اين کار کمک مي‌کند بتوانيد توضيح دهيد چرا پذيرش عمومي و ساخت يک حکم جديد بيشتر از يک نسل طول مي‌کشد.
تغيير باورها
وقتي مي‌خواهيد باورهايي را تغيير دهيد، بايد ببينيد آن فرد باور خود را از کجا به دست آورده است. اگر اين باورها، باورهايي خودساخته براي اوست، آنوقت بايد او را با تجربياتي جديد آشنا کرده يا با او بحث منطقي کنيد. اما اگر اين باورها بيشتر بيروني باشند، آنوقت بايد بعنوان يک متخصص يا منبع قدرت با او حرف بزنيد يا کسي را بياوريد که بتواند اين نقش را به خوبي بازي کند.
منبع:مردمان



لینک منبع

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

آخرین مطالب